پیوند ها
( قابلیت ویرایش
تعداد صفحه : 17
روند تحول ادبيات معاصر ايران ، بارها ، به علت هاي گوناگون اجتماعي _ فرهنگي ، قطع شده و پس از يك دوره فترت با ديگر با حركتي تازه آغاز شده است . براي ارايه گزارشي به هم پيوسته از اين تاريخ گسسته صد ساله ، نويسندگان را در سه نسل مي توان دسته بندي كرد : پيشگامان ، نسل ميانه ، نوخيزان آنچه ادبيات هر نسل را متفاوت با ادبيات نسل پيش ميكند، تغيير نحوه نگاه به زندگي و طرز تلقي از وظيفه ادبيـات است. رد اين تغييـرات را مي توان در رمان ها و مجموعه داستانهاي يك قرن اخيـر از 1274 تا 1377 .ش. دنبال كرد پيشگامان : از 1274 تا 1320 ش از قصه هاي منظوم ادبيات متقدم از قبيل شاهنامه فردوسي و مثنوي مولوي كه بگذريم ، داستان هاي منثور فراواني داشته ايم : از سمك عيار تا امير ارسلان . اما برخلاف حكايت كوتاه كه جايگاه والايي در سنت ادبي ايران داشت ، اين داستان ها ي بلند هيچ گاه جدي گرفته نشدند و در حاشيه نظام ادبي مسلط ماندند و به ندرت به درجه ادبي بودن رسيدند . اما تاثير آنها را ، به هنگام دگرديسي حكايت بلند و سنتي ايراني به رمان اروپايي احساس مي كنيم. نخستين رمان نويسان ايراني از نظر شكل بخشيدن به حوادث رمان حول محور سفر و شيوه شخصيت پردازي از داستان ها ي بلند منثور، تاثير پذيرفته اند . آثاري كه اينان نوشتند ثمره برخورد تجدد با جامعه اي سنتي است ؛ برخوردي كه موجد بحران نظام سياسي و اجتماعي مي شود و شكل گرفتن روشنفكراني را در پي دارد كه ضوابط جديدي براي اصلاح جامعه پيشنهاد مي كنند . در درون اين تحولات اجتماعي و سياسي است كه شكلهاي جديد ادبي و در درجه اول رمان رشد مي كنند . رمان، زاده بحراني است كه بين شكل هاي خلق شده براي دنيايي در شرف فروپاشي و نابودي ، و شكل هاي تازه اي كه پاسخگوي وضع جديدند پديد مي آيد. اما مهم ترين عواملي كه زمينه هاي مادي پيدايش رمان فارسي را فراهم
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()